در این پژوهش میزان کاربست مهارت هنر عکاسی در ارائه عکسهای آموزشی کتابهای هنر دوره راهنمایی مورد بررسی قرار گرفته است. بنابراین در این پژوهش تاریخچه مختصری از عکاسی و سیر پیدایش آن و معرفی عکاسان بزرگ که در تاریخ بشر به پیشرفت این فن کمک نمودهاند و ذکر شرایط اصلی برای موفقیت عکاس در برداشتن عکس از نظر فنی و دید خلاقانه و عناصر گرافیکی تصویر مانند کادربندی, نقطه دید, میدان دید, خطوط و ریتم, سایه روشنها, کمپوزیسیون دید و چیزهایی که عکس را برجسته میکند و باعث جلب توجه بیشتر بیننده و شناخت دیزاین و تسلط بیشتر بر اجزای دیزاین که (خط, شکل, فرم, بافت, الگو و رنگ) میباشد مورد بررسی قرار گرفته
هدف از این پژوهش نقد و تحلیل بر عکسها و تصاویر کتابهای هنر و جایگزین ساختن تصاویر و عکسهای جدید و متناسب با نیازهای روز جامعه دانشآموزی میباشد تا این که کتابهای جدیدالتألیف بر اساس این نیازها تغییر یابند و باعث افزایش خلاقیت و نوآوری و بالا بردن شناخت نسبت به هنرهای سنتی و بومی و افزایش مهارتهای فنی و هنری, زیاد شدن تمرکز و دقت و شکوفایی حس زیباشناسی در دانشآموز گردد و دانشآموزان با هنرمندان بزرگ و معروف ایران و جهان آشنایی بیشتری داشته باشند
روش پژوهش به عمل آمده توصیفی و تجزیه و تحلیلی انجام گرفته از طریق پرسشنامه و نمودار مقوله ترسیم گردیده است.
برای عکاسی باید دوربین داشته باشید. متاسفانه این روزها هزینه خرید یک دوربین حرفهای بسیار بالاست و مانع بزرگی برای علاقمندان به عکاسی است. با کمی صبوری و کنار گذاشتن هزینههای اضافی میتوانید بالاخره دوربین مناسب تهیه کنید. کافیست به هدف خود ایمان داشته باشید و صبور باشید. دید خود را به اطراف تغییر دهید. حتی زمانی که دوربین همراه ندارید .
چشم و ذهن خود را مانند یک عکاس حرفهای تربیت کنید. تصاویر را میتوان حتی بدون دوربین در ذهن ثبت کرد بنابراین به عنوان عکاس میبایست ابتدا ذهن خود را تربیت کنید. از کنترل اتوماتیک خارج شوید و به کنترل دستی دوربین عادت کنید به مرور تکنیکهای خود را افزایش دهید، سرعت شاتر را تغییر دهید تسلط بر لنز را افزایش دهید و در آخر باید بدانید که یکجانشینی کار عکاس نیست! یک عکاس حرفهای باید مدام در حال حرکت به سمت سوژه باشد. سعی کنیدمنبع:مقاله بررسی میزان کاربست مهارت هنر عکاسی در ارائه عکس های آموزشی کتاب های هنر دوره راهنمایی
ژاکلین
دِردِریان با نام هنری ژاکلین، آهنگساز و ترانهسرای ارمنیتبار اهل ایران
است. همچنین او از معدود هنرمندان موسیقی ایران است که همزمان آهنگ و
ترانه برای شمار زیادی از خوانندگان پرآوازه ساخته است. وی فرزند خواننده
مشهور ویگن است.
ژاکلین ویگن (دردریان)، فرزند ویگن، خوانندهٔ نامآشنای
ایرانی است. او خواهر دوقلوی آیلین بازیگر سینمای قبل از انقلاب ایران و
مجری سابق شبکههای فارسی زبان است. ژاکلین، خواننده، سراینده و سازندهٔ
هنرمندی که با ساختن ترانهٔ «پرنده» بهعنوان یک آهنگساز شناخته شد و نزدیک
به ۴۰ سال است که بهعنوان یکی از مطرحترین ترانهسرایان و آهنگسازانی
ایرانی شناخته میشود.وی به تازگی صفحه ای به اسم خود در اینستاگرام برای
طرفدارنش باز کرده است ژاکلین را میتوان بهعنوان تنها آهنگساز خانم و
مطرح در تاریخ موسیقی ایران نام برد.
این پرسشی است که هر بازیگر از خود در ابتدای کارش بر روی متن نمایشنامه و کاراکتر که قرار است بازی کند , میپرسد و با استفاده از دانش علمیو تجربی خود سعی میکند که به آن پاسخ دهد . در واقع او برای شخصیت پردازی درست نیاز به دانش و تجربه تئائری دارد و در این میان تئوریهای موجود تئائر نقش ویژهای را ایفا میکند . احتمالاً تئوری از زمانیکه علم رو به پیشرفت گذاشته است اهمیت بیشتری پیدا کرده است و در واقع هر تئوری چکیده تجربیات و آموخته های یک یا چند نسل از پیشینیان است , پس بایستی با تأمل و احترامیخاص با آنها برخورد کنیم . نکته دیگر اینکه ما بواسطه همین تئوریهاست که میتوانیم به تجربیات جدید دست پیدا کنیم و همین تئوریها هستند که اندوخته علمیما را تشکیل میدهند و گاهی اوقات نیز با توجه به شرایط بایستی حذف و تعدیل شوند
بارها و بارها از کارگردانم شنیدم که میگفت : بازیگر نباید نقش را بازی کند , او ابزاری است در خدمت نقش , پس بگذارید نقش شما را بازی کند . برای رسیدن به این نظریه و عمل کردن به آن دست به تجربه ای نو زدیم.
در این تجربه جدید برای رسیدن به شیوه اجرایی مورد نظر کارگران مجبور بودیم که بعضی از تئوری ها را به شکلی تعدیل و یا حذف کنیم . این قضیه در ابتدا باعث بوجود آمدن اختلاف نظر بین اعضا گروه شد . زیرا عده ای بر این عقیده بودند که ماحق نداریم در تئوریها دست ببریم و باید آنها را بطور کامل بپذیریم و بقیه عکس این نظر را داشتند ولی کارگران برای آنها این موضوع را توضیح داد و گفت : که قصد ما نادیده گرفتن و زیر پا گذاشتن اصول نیست و مـا فقط میخواهیم تجربه ای جدیدی را به انجام برسانیم
منبع:مقاله چگونگی شکل گیری کاراکتر «ژاکلین» در تئاتر «گاهی اوقات برای زنده ماندن باید مرد!»
موزهٔ ملی ایران مجموعهای
از گنجینهٔ آثار تاریخی و پیش از تاریخی ایران است، که در تهران قرار
دارد. این موزه شامل دو ساختمان مجزا به نامهای موزهٔ ایران باستان با
تاریخ گشایش ۱۳۱۶ و موزهٔ باستانشناسی و هنر دوران اسلامی ایران با تاریخ
گشایش ۱۳۷۵ است.
موزهٔ ملی ایران مهمترین موزهٔ کشور در خصوص نگهداری،
نمایش و پژوهش مجموعههای باستانشناختی ایران است. گستردگی و تنوع مجموعهٔ
اشیا موجود در موزه به گستردگی جغرافیایی کشور و دورانهای متعدد پیش از
تاریخی، تاریخی و اسلامی است که انسان در این سرزمین زیسته و آثاری از خود
بجای نهادهاست. در حال حاضر موزه ملی به نمایش آثاری پرداخته که بیانگر
غنای فرهنگ و تمدن، هنر، رشد اقتصادی و دستآوردهای فناوری ایرانیان است.
موزه
ملی ایران با قدمتی حدود هشتاد سال، نه تنها بزرگترین موزهٔ باستانشناسی و
تاریخ ایران است، بلکه در فرهنگ موزهداری ایران به عنوان موزهٔ مادر
محسوب میشود. هماکنون دکتر جبرئیل نوکنده مدیر کل این موزه است.
برای
اولین بار پیشنهاد ایجاد مکانی به نام موزه توسط مرحوم مرتضی قلی هدایت
ملقب به «صنیع الدوله» عنوان شد. او در فکر ایجاد موزه و ادارهای به نام
اداره عتیقات برای ساماندهی به وضع کاوشهای تجاری بود اما به این مقصود
نرسید. تا اینکه اولین موزه در سال ۱۲۹۵ خورشیدی به نام «موزه ملی یا موزه
معارف»، در یکی از اتاقهای بزرگ وزارت معارف که در سمت شمال بنای مدرسه
دارالفنون قرار داشت، تشکیل شد. این موزه دارای ۲۷۰ قلم شی مفرغی، سفالی،
شیشهای، سکه، سلاحهای قدیمی، مهر، اشیای چوبی، مرقعات، کتاب و منسوجات
بود که به وسیله کارمندان اداره عتیقات جمعآوری یا توسط مردم اهدا شده
بود.
در ۱۳۰۴ خورشیدی اشیای این موزه به تالار آیینه عمارت مسعودیه
منتقل شد. از سویی با آغاز حفاری باستانشناسان اروپایی به ویژه هیئت
باستانشناسی فرانسه به ریاست ژاک دومرگان (J.Demorgan) از سال ۱۲۷۶
خورشیدی (۱۸۹۷ میلادی) در شوش توجه مردم ایران به اهمیت مواریث فرهنگی جلب
شد. در سال ۱۳۰۶ خورشیدی امتیاز بدون قید و شرط طرف باستانشناسان فرانسوی
در ایران لغو شد و به آنها اجازه داده شد تنها در شوش به حفاری بپردازند.
همچنین از آنجا که ایران تصمیم گرفته بود تا موزه و کتابخانه ملی تاسیس نماید، لذا امتیاز طراحی و اجرای آن به فرانسویان داده شد.
منبع:مقاله موزه ملی ایران
فمینیسم (به انگلیسی: Feminism)
گسترهای از جنبشهای سیاسی، ایدئولوژیها و جنبشهای اجتماعی است که هدفی
مشترک را دنبال میکنند: تعریف، برقراری و دستیابی به سطحی از حقوق زنان
که در زمینههای سیاسی، اقتصادی، شخصی و اجتماعی، با مردان برابر باشد. این
هدف شامل تلاش برای برقراری فرصتهای برابر برای زنان در اشتغال و برابری
حقوق مادی به ازای کار برابر با مردان میشود.
فعالینِ حقوقِ زنان
(فمنیستها) باور دارند که جنسیت در زندگی انسانها نباید عاملی
تعیینکننده برای جایگاه اجتماعی، سیاسی و اقتصادیِ آنها باشد، زیرا باور
دارند زن و مرد باید از حقوق برابری در زمینههای مختلف برخوردار باشند و
به برابری جنسیتی معتقدند.
زیباییشناسی یکی از رشتههای فلسفه است که بهعنوان نظریهٔ تأمل در داوریهای زیباییشناختی و چیستیِ زیبایی و نسبت آن با ادراک تعریف میشود. همچنین زیباییشناسی قابلیتی است برای درکِ بهترِ ادراکات و همچنین پدیدههای سخت مانند تندیس و پدیدههای نرم مانند موسیقی که باعث تغییر در روحیه و نگرش فرد میشود.
زیباییشناسی فمینیسم چون سایر مقولات این مکتب مفروضات بنیادین و سنتی غرب را بهدلیل تکیه بر پیشفرضها و نظریات متعصبانه و یکسونگری جنسیتی، مورد انتقاد قرار داده و این مفروضات را محور اساسی در شکلگیری و عملکرد زیباییشناسی میداند. لذا معتقد است در حوزة هنر و زیباییشناسی، تبعیض جنسیتی مانع رشد نبوغ، استعداد و خلاقیت زنان برای تولید آثار هنری شده است؛ پس با تمسک به رویکردهای فلسفی، انتقادی، روانکاوانه هم برای اثبات تمایزات آثار هنری زنان و مردان تلاش نموده و هم به دنبال ارائه چهارچوبی با ویژگیهای سبکی مشترک در آثار هنری زنان است تا بتواند کیفیتهای زنانه قابل تشخیصی را در فرهنگ عمومی جریان دهد.
نیاز انسان امروز به هنر از جمله نیازهای است که احتیاج به استدلال ندارد زیرا هر انسانی، با هر سطحی از فرهنگ، فکر و اندیشه ای به این مساله واقف است. از زمانی که انسان را میشناسیم به همان میزان هنر را در کنار او میبینیم. بشر در طول تاریخ حیات اجتماعیاش هیچ وقت بدون هنر زندگی نکرده و هنر از آغاز زندگی تا به امروز همچنان با او و همراه او بوده و خواهد بود.ضیاءالدینی خالق مجسمه سازدر ارتباط با نقش وجایگاه یک هنرمند در جامعه وتاثیرات آن اظهار داشته، هنرمند نیز مانند هر انسانی در جامعه زندگی می کند و با بقیه مردم به زندگی روزانه اش مشغول می شود و فرقی با دیگر افراد ندارد اما دو تفاوت اساسی در این موضوع وجود دارد که هنرمند را از دیگر افراد جامعه شاخص تر می کند. یکی ابزار کار و زبان بیانی او و دیگری حساسیتش نسبت به پدیده ها و اتفاقاتی که دور و برش می افتد و نسبت به آن واکنش و رویکردی متفاوت با دیگر افراد دارد.و با استفاده از عوامل دیداری، شنیداری و نوشتاری واقعیت های بیرونی را تبدیل به اثر هنری می کند و وقتی که این مسائل و موضوعات در قالب هنر جای گرفت می تواند تاثیرش از خود واقعیت زیباترو بیشتر و بهتر باشد.جامعه متشکل از افراد است و تاثیرات فردی به وضوح خودشان را در جامعه نشان خواهند داد به گونه ای که توجه به یک نفر کمتر از توجه به کل جامعه ای که فرد در آن زندگی می کند را ندارد. در آخرین مرحله ی تاثیرگذاری هنر بر روح، انسان از خود طبیعتی که ساکن در آن است رها شده و در نتیجه به قدرت والای روحی می رسد که حاصل این مرحله تاثیرگذاری هنرمند بر طبیعت است .از این به بعد دیگر هنرمند نیست که از طبیعت تاثیر می پذیرد بلکه با قدرتش در طبیعت تغییر ایجاد می کند; تغییری در راستای معنا و مفهومی که هنرمند آن را به سختی بدست آورده است. هنرمند توانمند کسی است که تاثیر می گیرد و تاثیر می گذارد اما اینکه هنرمند به دنبال چه تاثیری بر مخاطب است و یا چه مفهومی را به وسیله ی هنر می خواهد به مخاطبش منتقل کند چیزی است که به عقاید شخصی هنرمند بر می گردد .در واقع زندگی بدون هنر بی روح و کسل کننده است. نقش هنر در زندگی این است که به مردم امید و نشاط میدهد.و دوست داشتن زندگی را به انسان میفهماند هنر پدیدهای است که از دیرباز نقش موثری در زندگی انسان دارد واز آن به عنوان وسیلهای کارآمد و موثر، در جهت ترویج و تبلیغ اندیشه ها و رفتار ها استفاده شده و می شود. مهمترین اثر هنر تاثیر است و اگر هنر ماندگاری و تاثیر نداشته باشد ارزشی ندارد و اگر نتواند جامعه را به سوی رشد و آگاهی سوق بدهد هنری موفق نبوده است هنر یک ویژگی دارد که آن ویژگی زبان گویا و راحت آن برای انتقال مفاهیم است. که از این ویژگی هنر می توان در راستای انتقال مفاهیم فرهنگی و اعتقادی نسلی برای نسل دیگر استفاده کرد. ارتباط با هنر نقش موثری در تقویت روحیه دارد. لازم نیست همگی هنرمند شوند ولی همه می توانند با هنر تماس داشته باشند و می توانند با استفاده از هنر آرامش بگیرند و برای ارتقاء روحیه ی خود زیبایی های زندگی و دنیا را ببینند. هنر، اصولا دارای یک ارتباط خاص با انسان هاست. هنر نوعی رستگاری است که ما را از خواستن یعنی نوعی درد و رنج، آزادی می بخشد. امروزه هنر نقش مثبت فراوانی در خیلی از بخش ها و حوزه ها بر عهده گرفته و هنردرمانی در خیلی از جوامع به عنوان یک الگو و معیار مورد اجرا قرار گرفته است. آرامش، نیرویی است که تمامی انسانها در زندگی به دنبالش هستندو هر کس به طریقی آن را به دست میآورد؛ بعضیها با کارکردن، بعضی با مهمانی رفتن، برخی با ورزش، درد دل کردن، مهمان دعوت کردن و… اینجا به راهکاری اشاره می شود که با هنر میتوانیم هم به آرامش روانی برسیم و هم تخلیه هیجانی بشویم و هر حسی که داریم (حس خوب ، حس بد، خشم، عشق، تنفر، مبارزه، انتقام، شادی و هزاران حس دیگر) را بروز دهیم و بیرون بریزیم و سبک شویم و آرامش و صبوری را بیاموزیم وآن هم خلق یک اثر هنری است.هنر مسیری است که به حقیقت منتهی می شود. هنر کلید فهم زندگی است. به شرطی که با ایمان همراه باشد. ارتباط هنر متعهد با اخلاق هم به همین صورت است. هنر در قبال ارزش های اخلاقی باید تعهد داشته باشد تا ارزش یابد. هنرمند وقتی در راه هنر پیش می رود ناچار باید به یک سری مقررات معتقد و پایبند باشد و آن ها را رعایت نماید. بنابراین رسالت هنر ایجاد رشد و کمال برای جوامع انسانی است و غیر این معنی از حیطه هنر خارج است.
تاکنون هنر زنان از دیدگاه فمینیسم و رسانه بهطور عام در حوزههای علوم
انسانی و رسانههای فرهنگی مانند تلویزیون، اینترنت و...مورد مطالعه
قرارگرفته است؛ اما پژوهش حاضر منحصراً به رسانههای هنری جدید و تحلیل
محتوایی آثار چهار هنرمند شاخص پرداخته است.
این پژوهش با روش توصیفی
تحلیلی، به شیوه کیفی و با رویکرد تصویری انجامگرفته است. نحوه گردآوری
اطلاعات به روش کتابخانهای و از طریق بررسی اسناد و منابع موجود و مکتوب و
مشاهده آثار از طریق منابع الکترونیکی بوده است.
منبع:مقاله هنر و هنرمندان